درباب عشق

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

زمانی بحث از عشق بیشتر از جنبه عرفانی یا ادبی مد نظر بود. پرداختن به مسئله عشق از جنبه فلسفی کمتر در ایران طرفدار داشت. ولی در سال های اخیر شاهد رویکردهای تازه ای به این موضوع هستیم. به عنوان مثال فمینیست ها, طرفداران علوم شناختی, تکامل گرایان, فیسوفان ذهن و هزار و یک دسته و گروه دیگر حرف های تازه ای در این مورد دارند که شاید به مذاق عارفان و مومنان خوش نیاید. ولی قابل توجه و تامل اند.
در کتاب های کلاسیک ادبیات می توان از داستان های عاشقانه ای که بیشتر در مرز اسطوره و واقعیت در جریان هستند مانند " خسرو و شیرین ", " لیلی و مجنون " ," وامق و عذرا ", " بیژن و منیژه " ,"ویس و رامین" ,"اصلی و کرم " و بسیاری دیگر را نام برد. در آثار فرنگی نیز می توان چنین فهرستی را مشاهده کرد مانند " رومئو و ژولیت " و....
ادیان نیز در کتاب های مقدس خود داستان هایی با این مضمون دارند همانند" یوسف و زلیخا " , " سلیمان و ملکه سبا " .....
بهانه نوشتن این مطلب کتاب " درباره عشق " است که آقای آرش نراقی ترجمه کرده است.کتاب را نشر نی منتشر کرده است.در این اثر دربردارنده مقاله هایی از فیلسوفانی مانند مارتا نوسباوم, رابرت نوزیک ,رابرت سالومون , لارنس تامس , انت بایر و الیزابت راپاپورت است.
در مقدمه کتاب آمده است " احتمالا در جهان جدید مهم ترین تحولی که در قلمرو عشق شناسی رخ داده است غلبه عشق مجازی بر عشق حقیقی است.عشق شناسی قدما عموما " عشق حقیقی " یا " عشق الهی " را بر صدر می نشاند و عشق مجازی را به دیده تحقیر می نگریست یا صرفا آن را وسیله ای می دانست برای نیل به عشق حقیقی. اما در عشق شناسی جهان مدرن عشق حقیقی همان است که در چشم پیشینیان مجازی تلقی می شد"......" این کتاب مشتمل بر ترجمه پاره ای مقالات فلسفی مهم در خصوص عشق یا به بیان دقیق تر " عشق مجازی " یعنی عشق رمانتیک میان انسان ها است."

پیشنهاد کتاب هایی در این حوزه
عشق رنه آلندی ترجمه جلال ستاری 1378 انتشارات توس
هنر عشق ورزیدن اریک فروم ترجمه پوری سلطانی 1380 انتشارات مروارید
ف‍ی‌ ح‍ق‍ی‍ق‍ه‌ ال‍ع‍ش‍ق‌ شهاب الدین سهروردی 1381 انتشارات مولی
ت‍م‍ه‍ی‍دات عین القضات 1370 انتشارات منوچهری
چرا عاشق می شویم هلن فیشر ترجمه آیدا ابونصر ۱۳۸۸ نوید شیراز
عشق صوفیانه جلال ستاری 1374 نشر مرکز
ق‍م‍ار ع‍اش‍ق‍ان‍ه‌ ش‍م‍س‌ و م‍ولان‍ا عبدالکریم سروش 1379 انتشارات صراط
ض‍ی‍اف‍ت‌ اف‍لاطون‌ ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ت‍ن‌ م‍ح‍م‍ود ص‍ن‍اع‍ی‌ 1381 انتشارات جامی
فصلنامه مدرسه.سال دوم.شماره 3 اردیبهشت 1385

مهمترین پرسش از نظر شما چیست؟

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

مهمترین پرسش ها از نظر بچه ها
1: ایا دنیای آخرت در جهان بیرون کره زمین است یا دنیا نابود می شود و بعد دنیای آخرت بوجود می آید؟
2:چرا خدا یکی است و دوتا نیست؟
3:دیگران چقدر نسبت به ما علاقه دارند؟
4:علم چیست؟
5:آیا موجودات فضایی در سیارات دیگر وجود دارند؟
6:خدا از چه چیز بوجود آمده است؟
7؟چرا انسان نمی تواند و توانایی رسیدن به تخیلات خود را ندارد؟
8:جزا و عدل خداوند کجا برگزار می شود؟
9:خدا کیست و چیست و چرا ما را به وجود آورد؟
10:ما که هستیم و چرا هستیم ؟
11:ایا جهان آخرت وجود دارد؟
12:آفرینش جهان از نظر علمی چگونه است؟
13:آیا خدا موجودی برتر از انسان افریده است؟
14:چرا خدا یکی است؟
15:وقتی انسان می میرد در جهان اخرت چگونه این همه سال صبر می کند تا همه انسان ها بمیرند و معلوم شود که به بهشت یا جهنم می روند؟
16:آیا انسان می تواند از همه قابلیت های مغز خود استفاده کند؟
17:اندازه جهان چقدر است؟
18:مهم ترین پرسش چیست؟
19:گوش کبوتر در کدام قسمت آن قرار دارد؟
20:خدا چقدر بزرگ است؟
21:خدا چقدر وسعت دارد و اسم اصلی او چیست؟
22:چرا خدا را نمی بینیم؟
23:خدا چه شکلی است و چگونه همه جا را می بیند؟
24:ایا در فضا موجود زنده ای وجود دارد؟
25:آیا خدا پدر و مادر یا خالق دارد؟
26:چه کسی مرا از همه بیشتر دوست دارد؟
27:چرا با وجود اقیانوس های بزرگ در جهان کم آبی وجود دارد؟
28:پیامبران چگونه از طرف خدا مامور شدند؟
29:زمان از کی وجود داشته است؟
30:ابدیت کجاست؟
31:اخر همه چی چی می شه؟
32:جن چیست و چگونه به وجود می آید؟
33:چرا فیلم ها و سریال های ایرانی بد ساخت هستند؟
34:چرا مردم آفریقا فقیر هستند؟
35:ایا جهان نامحدود و بیکران است؟
36:چگونه خدا از اول وجود داشته است؟
37:آیا دنیا بی فایده است؟
38:رمزی بتوان با آن در ویندوز همه چیز را باز کرد چیست؟
39:منت چگونه من شده ام؟
40:اگر خدا بر آینده همه آگاه است .آیا ما فقط عروسک های خیمه شب بازی هستیم؟
41:من چه نیازهایی دارم؟
42:زندگی چیست؟
43: چرا در تهران به دنیا آمده ام؟
44:چرا با دیگران فرق دارم؟
45:ایا جهان آخرت وجود دارد؟
46:آیا نظر داروین درست است؟
47:برای چه هدفی به دنیا آمده ام؟
48:امام زمان (ع) کی ظهور خواهد کرد؟
49:اول مرغ به دنیا آمد یا تخم مرغ ؟
50:انسان واقعی چگونه انسانی است؟
51:آیا می توانم به جامعه خود خدمت کنم؟
52:قبل از خدا چه بود؟
53:چه کسی را از همه بیشتر دوست داری؟
54: انسان با حیوان چه فرقی دارد؟
55:چرا همه مردم بخاطر چیزی بی ارزش به یکدیگر خیانت کنند؟
56:چگونه یخ در دمای منفی صد و هشتاد درجه ذوب می شود؟
57:چگونه می توان دانش و مهارت فرد را بالا برد؟
58:چرا تفنگ اختراع شد تا جنگ های خونین به وجود بیاید؟
59:چرا آب بسیار مهم است؟
60:چگونه می توان عمر طولانی کرد؟
61:آیا می توان ماشین زمان ساخت؟

به بهانه انتشار دوباره کتاب " علم شناسی فلسفی "

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه




زمان زیادی طول کشیده است تا از کتاب هایی مانند " فلسفه علوم " نوشته دکتر علی اکبر ترابی و یا " فلسفه علمی " نوشته فلیسین شاله و ترجمه یحیی مهدوی و همچنین " فلسفه علوم " نوشته دکتر هاشم گلستانی به رشته فلسفه علم به عنوان یک رشته دانشگاهی برسیم.
یحیی مهدوی در مقدمه مترجم می نویسد " احتیاج شدید دانش آموزان سالهای ششم علمی و ادبی دبیرستانها به کتابی که حاوی مواد برنامه فلسفه ایشان باشد راقم این سطور را به این فکر رهبری نمود که هنگام تعطیل تابستانی رساله ای در این باب تهیه کند....کتاب فلسفه ای که " فلیسین شاله " نوشته در دو مجلد و تقریبا حاوی تمام رشته های فلسفه است.یعنی جلد اول آن روان شناسی و حکمت اولی را شامل است و جلد دوم آن فلسفه علمی ( متدولوژی یا شناخت روش علوم ) و اخلاق را."
دکتر ترابی نیز در پیشگفتار کتاب می نویسد" فلسفه علوم مطابق برنامه های دانشگاههای بزرگ جهان منجمله دانشگاههای کشور فرانسه ( پاریس و بردو ) شامل : متدولوژی ( روش شناسی یا شناخت روشهای علوم )- علم و معرفت علمی –انسان شناسی-تاریخ-روان شناسی-جامعه شناسی-علوم ریاضی-علوم ظبیعت ( علوم فیزیکی – علوم زیستی ) است."او در ادامه می افزاید " در برنامه تفصیلی فلسفه علوم دانشگاههای ایران نیز که ناظر به برنامه های کشورهای پیشرفته است.همین مطالب و موضوعات مهم شمرده شده بویژه شناخت انسان و فرهنگ انسانی محور اصلی فلسفه علوم در نظر گرفته شده است."
دکتر هاشم گلستانی نیزدر پیشگفتار کتاب می نویسد"کتاب حاضر که از نظر خوانندگان ارجمند میگذرد بیش از هر چیز کتاب درسی دانشگاهی است که با توجه به محتوی درس فلسفه علوم تهیه و تدوین گردیده است."با این حال با نگاهی به قسمت مراجع از میان 51 منبع ذکر شده تنها 7 منبع به زبان عربی و بقیه از کتاب های فارسی استفاده شده است.
با نگاهی به محتوای این کتابها فاصله آنها از " فلسفه علم " به معنی امروزی آن آشکار خواهد شد.البته هنوز هستند افرادی که با چنین کتاب هایی درباره رشته فلسفه علم داوری می کنند.
از کتاب هایی که در حوزه " فلسفه علم " هستند می توان به کتاب " علم شناسی فلسفی " دکتر سروش اشاره کرد.
کتاب " علم شناسی فلسفی " با ترجمه عبدالکریم سروش با ویراست جدید روانه بازار کتاب شده است.چاپ اول این کتاب در سال هزار و سیصد و هفتاد و دو از طرف موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ( پژوهشگاه ) نشر یافته بود.
بطوری که دکتر سروش در مقدمه مترجم نوشته است " کتاب در بردارنده مقاله هایی از دانشنامه فلسفه ویراسته " پل ادواردز " است ".البته در ویراست جدید که پس از شانزده سال انتشار می یابد سه مقاله تالیفی نیز به مقاله های ترجمه شده افزوده شده است.در چاپ اول ذکر شده بود" شمار اندکی از مقالات ترجمه شده در غایت ایجازست و می توان گفت که فقط به کار منتهیان و متخصصان می آید.بقیه درخور متوسطان است.و هیچکدام چنان نوشته نشده است که مبتدیان را به کار آید."در چاپ جدید از طرف ناشر کتاب که انتشارات صراط است عنوان شده است " دانشجویان فلسفه ( به ویژه فلسفه علم ) و اساتید فلسفه مخاطبان اصلی کتاب اند."
بنظر می رسد که آرام آرام اساتید و دانشجویان رشته فلسفه علم به عنوان گروه مخاطبان در پشت جلد کتاب ها ظاهر می شوند

ارنست مایر و زیست شناسی تکاملی

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه




یک: کتاب " چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد ؟ ملاحظاتی درباره خودمختاری یک رشته علمی " اثر " ارنست مایر" با ترجمه کاوه فیضل الهی از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد روانه بازار کتاب شده است.کتاب در زمینه فلسفه زیست شناسی و زیست شناسی تکاملی به زبان فارسی هیچ و در مواردی از جمله تکامل بسیار اندک است. به همین دلیل این کتاب را باید به فال نیک گرفت.
دو: ارنست مایر ( Ernst Mayr )همواره در توصیف اگوست وایزمان از عبارت " بزرگ ترین تکامل دان پس از داروین " استفاده می کرد. اکنون به نظر می رسد این عنوان بیشتر برازنده خود اوست.او یکی از معماران نظریه تلفیقی تکامل, مشهورترین زیست شناس قرن بیستم . سرسخت ترین مدافع داروین بود.او برنده جایزه کرافورد ( هم شان جایزه نوبل در رشته هایی که نوبلی برای آنها در نظر گرفته نشده است ) و از جمله آخرین مردانی بود که همه چیز می دانست.
سه:آیا زیست شناسی حالت خاصی از فیزیک به معنای عام آن است یا علمی خودمختار و هم شان آن ؟هنوز نوعی فیزیک باوری ساده لوحانه ( Naïve ) از نوع لاپلاسی آن از رواج گسترده ای برخوردار است و دانشجویان فیزیکی هنوز منتظرند تا نظریه نهایی فیزیک – نظریه همه چیز – تکمیل شود.و بدین ترتیب همه زیست شناسانی که تاکنون به پیشرفت این علم کمک کرده اند افراد عجولی بوده اند که حوصله نکردند تا نظره نهایی فیزیک دانان تکمیل شود!
این سوین اثری است که تاکنون از ارنست مایر به فارسی ترجمه شده است.
" جمعیت , گونه ها و تکامل " به ترجمه دکتر جمشید درویش . مشهد, نشر نیما
" مبانی سیستماتیک جانوری " ترجمه دکتر امید میر شمسی و دکتر جمشید درویش . مشهد, انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد
چهار:مایر نکته هایی از تاریخ اندیشه تکاملی را روشن می کند، مشارکت های فلسفه در علم زیست شناسی را به نقد می کشد و درباره چندین مورد اصلی از مسائل جاری نظریه تکامل اظهارنظر می کند. ارنست مایر به‌ویژه توضیح می دهد که نظریه تکامل داروین در عمل پنج نظریه جداگانه است که هر کدام تاریخ، خط‌سیر و تاثیر ویژه خودش را داشته است. انتخاب‌طبیعی ایده ای است جدا از نسب مشترک و از گونه زایی جغرافیایی و نظایر آن. برخی از بحث و جدلهای داروینی همیشگی احتمالا ناشی از اشتباه گرفتن این پنج نظریه جداگانه با یک معجون واحد است.با رویکرد های فلسفه علم که در آن فروکاست باوری حاکم است موافقت چندانی ندارد.او ادعا می کند که با وجود پیشرفت های خیره کننده ای نظیر ژنتیک, داروینیسم و زیست شناسی مولکولی همچنان با زیست شناسی همچون شاخه ای از علوم فیزیکی برخورد می شود.
پنج: کتاب در بردارنده دوازده فصل به ترتیب زیر است
فصل 1 علم و علوم
فصل 2 خودمختاری زیست شناسی
فصل 3 غایت انگاری
فصل 4 تجزیه یا فروکاست باوری؟
فصل 5 تاثیر داروین بر اندیشه مدرن
فصل 6 پنج نظریه داروین در تکامل
فصل 7 بلوغ داروینیسم
فصل 8 انتخاب
فصل 9 آیا انقلاب های علمی توماس کوهن روی می دهند؟
فصل 10 نگاهی دیگر به مسئله گونه
فصل 11 پیدایش انسان
فصل 12 آیا ما در این جهان بی کران تنهاییم؟
فصل 13 زیست شناسی نژاد و مفهوم برابری
فصل سیزده افزوده مترجم و ترجمه مقاله ای از نویسنده است

عقلانیت انتقادی

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه


عقلانیت انتقادی چیست ؟
عقلانیت انتقادی یک مکتب فکری است که نماینده مهم آن کارل پوپر است. جوزف آگاسی(Josef Agassi ( ، هانس آلبرتHans Albert ) ( ، ویلیام دبلیو،بارتلی( (Williamw Bartley ،یان جاروی ( Ian Jarvie (، نورِتا کوئرتگه ( Noretta Koertge) ،آلن ماسگریو ( Alan Musgrare) ، دیوید میلر(David Miller) و جان واتکینز ((John Watkins شماری دیگر از فیلسوفانی هستند که در آن سهم دارند. در اینجا ،من بیشتر از تعبیر پوپر از عقلانیت انتقادی پیروی می کنم .بطور خلاصه ،عقلانیت انتقادی می تواند به عنوان (( یک رویکرد ناظر به آمادگی برای گوش دادن به استدلال های انتقادی و برای آموختن از تجربه )) توصیف شود .این رویکرد اساسا یک گرایش متکی به پذیرش این نکته است که (( من ممکن است بر خطا باشم وشما بر حق وبا کوشش به حقیقت نزدیکتر شویم )) (پوپر 1971: 225 )
عقلانیت انتقادی بطور ریشه ای از عقلانیت سنتی افلاطون ،دکارت ومانند آنها در تعدادی از روشها متفاوت است .اول ،عقلانیت سنتی ،در کسب معرفت ،عقل را فوق تجربه قرار می دهد .دوم ادعا می کند که عقل می تواند باور ها ،ادعاها ونظریه های ما را موجه سازد .سوم ادعا می کند که کسب معرفت بنیادی ،یقینی و تردیدناپذیر، بوسیله عقل امکانپذیر است .عقلانیت انتقادی تمام این موارد را رد می کند .نه عقل ،نه تجربه هیچکدام ارجحیتی در کسب معرفت ندارند .عقلانیت انتقادی همچنین تلاش نمی کند برای مراعات عدالت در حق عقل وتجربه آن دو را بدوی [داده شده] تلقی کند .عقلانیت انتقادیبیش از هر چیز نشاندهنده نوعی اشتیاق شخص برای تصحیح خطاها یش با توسل به هردو [عقل و تجربه] است .(( عقل ،در این معنی ،به قوه ذهنی که همه مردم دارند ،اشاره نمی کند ،بلکه به تفکر روشن و انتقادی که اساسااجتماعی است ودر تعامل با دیگران رشد می کند اشاره دارد .
عقلانیت انتقادی متکی بر روش سقراطی ی بررسی انتقادی است .تنها نقش استدلال انتقادی وتجربه ،آزمایش باورها ،ادعاها یا نظریه های ما است که[برای روشن ساختن این نکته که] آیا صادق یا کاذب هستند؟اگر ما خوش اقبال باشیم ،می توانیم کاذب بودن آنها را نشان دهیم وحذفشان کنیم .
ولی نه عقل ،نه تجربه هیچگاه نمی تواند صادق بودن یا حتی احتمالا صادق بودن باوری ،ادعایی یا نظریه ای را موجه سازد . عقلانیت انتقادی کاملا ضد موجه سازی است ،از این حیث این رویکرد یک دیدگاه بشدت تندرو است که از تمام سنت معرفت شناسی ،خواه عقل گرا خواه تجربه گرا فاصله پیدا می کند .به طور سنتی ،یک باور عقلانی تلقی می شود اگر بوسیله عقل یا تجربه موجه شود .توجیه همچنین به عنوان شرط لازم معرفت (گزاره ای ) ظاهر می شود .بطور واضح تر ،مطابق شرح سنتی از معرفت شخص S به P معرفت دارد ( P یک گزاره است )
اگر وتنها اگر
1: S باورداشته باشد که P
2: S برای P توجیه (گواه ،دلایل قانع کننده ) داشته باشد
3: P صادق باشد
اما این رویکرد از ناحیه یک تسلسل بی نهایت تهدید می شود .برای اینکه شخص همواره می تواند توجیه بیشتری برای گواه یا دلایلی که دارد ،مطالبه کند .اگر شخص نخواهد که یک جزم گرا یا شکاک باشد .باید این تسلسل را در جایی متوقف کند .در این نقطه است که معرفت شناسی سنتی به باور های بنیادی که بطور معرفت شناختی پایه هستند متوسل می شود .در حالیکه عقل گرایانی مانند دکارت به ایده های واضح ومتمایز یا شهود متوسل می شود .تجربه گرایانی مانند لاک به ادراک تجربی یا مشاهده نظر دارند ،هر دو گروه به شکلی از مبنا گرایی پناه می برند .
عقلانیت انتقادی این نکته را که اساسا توجیه (تجربی یا طور دیگر ) برای باور های ما وجود داشته باشد انکار می کند این عقلانیت شرحی از (( معرفت )) ارائه می کند که در نقطه مقابل آنچه که بوسیله عقل گرایان و تجربه گرایان پذیرفته شده است قرار دارد .علاوه بر این ،در نظر عقل گرایان انتقادی ،هیچ حقیقتی درباره عالم وجود ندارد که بتوان فارغ از هر نوع شک، ،خواه از طریق عقل خواه تجربه، به شناخت آن نائل آمد. ،قطعیت ،دست نیافتنی و جستجو برای آن بیهوده است .حتی ساده ترین ادعای تجربی ،ممکن است نادرست باشد ،اهمیتی ندارد که با چه شدتی پذیرفته شده باشد .عقل گرایی انتقادی خطا پذیر است .همانطور که ضد موجه سازی وضد مبنا گرایی است .با این حال عقلانیت وعینیت امکانپذیر است .عقلانیت هیچ ارتباطی با موجه سازی ندارد ،ولیاز هر حیث با نقادی مرتبط است. ،بطور مشابه ،عینیت صرفا ناظر به بی طرفی یا بی تعصبی باورمند نیست ،بلکه ناظر به کوشش جمعیبرای نقد بیرحم دیدگاه های ما است که به نحو بین الاذهانی انتقاد پذیر هستند .
عقلانیت انتقادی وعلم
مطابق نظر مدافعان آن ،عقلانیت انتقادی به بهترین نحو در علم تجربی متمثل می شود .برا ی درک این نکته ،اجازه دهید به تحلیل پوپر از ماهیت علم بازگردیم .پوپر ادعا می کند که علم می تواند از غیر علم تمییز داده شود .مسئله تمییز علم از غیر علم (( مسئله تعیین حدود )) نامیده می شود و نباید با مسئله معنی داری تجربی مغشوش گردد .مسئله اخیر ،تشخیص عبارت های معنی دار از بی معنی ،مورد علاقه پوزیتیویست هایی بود که ملاک تحقیق پذیری را بوسیله آزمایشی امکانپذیر ،به عنوان راه حلی برای آن پیشنهاد کرده بودند.پوپر هردو ملاک را رد می کند .برپایه آن که این رویکرد قوانین علمی را بی معنی می سازد ومسئله را به امری زبانی و بنابراین بی اهمیت تقلیل می دهد .
راه حل پوپر به مسئله تعیین حدود دو مولفه دارد .اول ،در سطح منطق صوری ،عبارت های علمی باید معیار ابطال پذیری (یا به بیانی معادل آزمون پذیری) را ارضاء کنند ،یعنی آنها باید مستعد ناسازگار بودن با مشاهده های ممکن یا قابل تصور باشند .(پوپر (39:1968a .این نکته می تواند بر حسب ابطال گرایی پوپر خیلی واضح ترشود ، مطابق آن روش علمی عبارت است از روش قیاسی آزمودن.یک نظریه علمی بوسیله استنتاج از نتایج مشاهد ه ای آن ،آزموده می شود .این نتایج می تواند با عبارت های پایه ای که نتایج مشاهد ه ها را بیان می کنند ،مقایسه می شود .مشخص تر بگوئیم ،عبارت های پایه عبرت هایی جزئی و وجودی هستند که وقوع یک رویداد قابل مشاهده در یک نقطه خاص از فضا و زمان را بیان می کنند .اگر ابطال کننده های بالقوه یک نظریه ،مانند T،به عنوان طبقه ای از عبارت های پایه تعریف شوند که با آن متناقض هستند ،می توان تعریف ذیل را ارائه کرد (پوپر 1968b: 86 ) یک نظریه ،ابطال پذیر (آزمون پذیر ) است .اگر وتنها اگر طبقه ای از ابطال کننده های با لقوه آن غیر تهی باشد .
ابطال پذیری برای حل مسئله تعیین حدود لازم است ولی کافی نیست .برای فهمیدن چرایی،نظریه Tرا فرض کنید ،که یک نتیجه مشاهده ای ناسازگار با بعضی عبارت های پایه پذیرفته شده ،دارد .در نتیجه برای مدافعان T همیشه این امکان وجود دارد که با اضافه کردن فرض های کمکی به نظریه T،از آن در برابر ابطال کننده های ممکن محافظت کنند .بنابراین ،شرط منطق صوری باید بوسیله یک قاعده (فرا) روش شناختی، تکمیل گردد که بیان می کند که (( همه قاعده های دیگر روش علمی باید به طریقی طراحی شوند که از هیچ عبارتی در علم دربرابر ابطال حمایت نکنند )) (پوپر ،همان :54 ). در نتیجه وضعیت علمی یک نظریه فقط ابطال پذیر بودن آن بستگی ندارد ،بلکه همچنین به رویکرد ما به آن بستگی دارد ،ما نباید غیر نقادانه باشیم وتلاش کنیم نظریه را از ابطال بوسیله اتخاذ تدبیر قرار دارد گرایانه ای مانند توسل به فرضیه های کمکی موضعی نجات دهیم .اگر نظریه ای مانند T یک نتیجه کاذب مشاهده ای دارد ،در آن صورت ،اضافه کردن فرضیه کمکی A تنها در صورتی جایز است که درجه آزمون پذیری T،A با همدیگر زیاد شود .(( از ساختن فرض های کمکی موضعی خوداری کنید .)) ،(( نظریه های جسورانه بپرورید )) و (( آنها را با شدت هرچه تمامتر امتحان کنید )) ،بعضی از قواعد روش شناختی هستند که باید به عنوان نتایج یک رویکرد انتقادی ضروری به فعالیت علمی پذیرفته شوند.اجازه دهید ،دقیق تر به آنها نظری بیفکنیم .
یک نظریه جسورانه ،نظریه ای است که محتوای تجربی زیاد دارد.چنین نظریه ای می تواند از یک نظریه محتاطانه ،آسانتر آزمایش شود .این امر به این خاطر است که نظریه جسورانه بیشتر منع می کند ،بنابراین طبقه باطل کننده های بالقوه بیشتری دارد آزمایش سخت به معنی استنباط کردن غیر محتمل ترین نتایج مشاهده ای از یک نظریه در قیاس با معرفت زمینه ای و آزمودن آنها در برابر مشاهده است .بطور دقیق تر ،یک نظریه جدید مانند T را در نظر بگیرید که قرار است مورد آزمایش واقع شود .B را نظریه زمینه بنامید و E را نماینده بعضی شواهد آزمایشی بگیرید که نتیجه منطقی T ،B است .در نتیجه تعریف زیر را می توان ارائه کرد .(پوپر a1968: 390 )
شدت آزمایش نسبت به نظریه زمینه B ، ، است ،که به معنی احتمال E ،به شرط Bاست .
بنابراین ،هرچه احتمال E به شرط B کمتر (یعنی ، اینکه هر چه بینه آزمایش ،نسبت معرفت زمینه ای که در اختیار داریم شگفت آور تر و غیر منتَظرتر )شدت آزمونی که ارائه می دهد بیشتر. .سرانجام ،قاعده ای را در نظر بگیرید که بیان می کند از فرض های کمکی موضعی باید دوری کرد .این امر به این دلیل است که فرض های موضعی به طور مستقل آزمون پذیر نیستند ،آنها به یک تقلیل کلی در محتوای تجربی وبنابراین تقلیل در درجه از ابطال پذیری منجر می شوند.
توجه کنید که تمام این قاعده های روش شناختی وابسته به آزمایش کردن یا آزمون پذیری هستند .این باعث تعجب نیست ،چون آزمودن ،احتمالا موثرترین وسیله نقد در علم است .نظریه ها می توانند بوسیله نقد کردن آنها در برابر مشاهده ها یا آزمایش ها مورد سنجش قرار گیرند هر چه .یک نظریه جسورانه تر، آزمون پذیرتر ،، چنین نظریه ای اصطلاحا "خطر می کند" هرچه یک نظریه سهمگینانه تر آزمون شود ،پی بردن به خطاهای آن، در صورتی که نادرست باشد، آسانتر خواهد بود ،به این ترتیب نظریه می تواند کنار گذاشته شود ونظریه بهتری جایگزین آن گردد .ولی حتی اگر یک نظریه تمام آزمون های سخت را که در معرض آنها قرار گرفته بود ،پشت سرگذارد ، به این معنی نیست که بدین وسیله نشان داده شده است که صحت آن محقق یا تایید شده است .پوپر بیان می کند که چنین نظریه های موضعی تقویت شده اند .تقویت اصطلاح دیگری برای تایید نیست ،زیرا دربر دارنده هیچ ایده استقرایی پشتیبانی برای یک نظریه نیست .نظریه ها الی الابد به عنوان فرضیه ها یا حدس های پشتیبانی نشده باقی می مانند .ابطال گرایی پوپر بنابراین متضاد با همه اشکال تاییدگرایی است .
رویکرد ضد تاییدگرایی پوپر به علم نتیجه ضد استقرا گرایی اوست .به طور کلی ،استقراگرایی ،استقرا را به عنوان روش اکتشاف تعمیم ها (یا قوانین ) بر پایه مشاهده های بی طرف ونیز روش توجیه کردن تعمیم بر پایه مشاهدات تلقی می کند .پوپر هر دو را رد می کند .بدون یک دیدگاه ،توقع قبلی ،علاقه ، مسئله یا چیزی شبیه یک نظریه ،مشاهده ها بی معنی هستند .آنچه علم نیاز دارد ،امور واقع مربوط است و ارتباط همواره به یک مسئله ،علاقه یا یک دیدگاهِ (غالبا نظری) وابسته است .بعلاوه ،هر عبارت مشاهده ای (پایه ) ((این مایع آب است ))به این معنی نظریه بار است که اصطلاح های بکار رفته در آن (مانند (( مایع )) ، (( آب )) کلی هستند ویک ویژگی گرایشی دارند : آنها به اشیاء فیزیکی ارجاع دارند که یک رفتار قانون وار نمایش می دهند .بنابراین هیچ نوع توصیف خنثی از امور واقع مشاهده ای نمی تواند موجود باشد .همانطور که آنتونی اوهر (Anthony OHear )آن را ارائه می کند (( اظهار یک گزاره جزئی (شخصی) درباره جهان، شخص را به همان اندازه به یک مجموعه از تبعات و نتایج عام و با قابلیت پیش بینی متعهد می کند که اظهار یک گزاره کلی ، این امر به دلیل ویژگی گرایشی حد توصیفگر است [که در گزاره به کار رفته است])) ( 1980 : 70 ) . به همین جهت است که عبارت های مشاهد ه ای یا بطور هم ارز ،عبارت های پایه هم خطا پذیرند : هیچ مقدار از مشاهده هیچگاه نمی تواند صدق آنها را توجیه یا اثبات کند . آنها درست نظیر عبارت های کلی یا نظریه ها همواره در مقام حدس و فرض باقی می مانند .در خصوص استقرا به عنوان روش موجه سازی ،پوپر با استدلال منفی دیوید هیوم با این مضمون موافقت کرد که هیچ استنتاج استقرایی از امور مشاهده ای به تعمیم ها نمی تواند موجه باشد .
مع هذا ،علم به واقع با حذف نظریه های کاذب رشد می کند، اگر ما به قدر کافی خوش اقبال باشیم برای ابطال انها و آنها را با نظریه های دیگری که محتوای بیشتری دارند، عوض کنیم . هدف علم، در معنای رئالیستی (یعنی تطابق میان ذهن و امور واقع مستقل از ذهن) حقیقت یا صدق است (یا به طور دقیق تر ،صدق تبیینی ) ولی هیچگاه نمی توانیم مطمئن باشیم که به آن نائل شده ایم حتی هنگامی که نظریه های ما خیلی تقویت شده باشند ، در سالهای بعد ،پوپر به این باور رسید که "تقرب به حقیقت" ،هدف واقع گرایانه بهتری برای علم از حقیقت یا صدق (بدون هیچ وصف اضافی) است .
ارائه کردن یک تعریف موفق از تقرب به حقیقت مهم است .زیرااین امر واقع گرایان انتقادی را قادر می سازد که استدلال کنند علم نه فقط رشد می کند ،بلکه بوسیله ارائه کردن نظریه هایی که تقرب بیشتری به حقیقت دارند ،پیشرفت می کند . این امر امکان پذیر است که از دو نظریه داده شده ،حتی اگر هردو کاذب باشند ،بتوان تعیین کرد که یکی به حقیقت از دیگری نزدیکتر است .به این اعتبار تقرب به حقیقت یک ایده مقایسه ای است که پوپر کوشش کرده است به صورت زیر تعریف کند . (پوپر1968a 233: )

در نظر بگیرید F،G دو نظریه با محتوای قابل قیاس باشند .در نتیجه Gبه حقیقت نزدیک تر از F است ،اگر وتنها اگر ( a) محتوای – صدق ولی نه محتوای –کذب Gبیشتر از F و (b) محتوای –کذب F ولی نه محتوای –صدق آن، بیشتر از Gباشد .
متاسفانه ،نه تنها پوپر ،بلکه همه تلاش های مشابه برای تعریف راست نمایی تا کنون بی نتیجه مانده است .حتی اگر آنها موفقیت آمیز بود ،ارتباط بین راست نمایی و تقویت بصورت حدسی باقی خواهد بود ، زیرا تقویت اندازه گیری راست نمایی نیست .به بیان دیگر ، حتی اگر یک تعریف موفق از راست نمایی در دسترس بود، گفتن اینکه نظریه بهتر تقویت شده ، به حقیقت نیز نزدیکتر است ، بیشتر از یک حدس نخواهد بود ،.سرانجام ،لازم به یادآوری است که هم قاعده های روش شناختی ونیز عبارت های پایه حالتی از قرارداد دارند .اولی به عنوان نتیجه یک انتخاب برای افزایش ابطال پذیری نظریه ها پذیرفته شده است ،دومی بوسیله مشاهده ها (ولی نه بطور مستقیم )تحریک می شود و برای آزمودن مورد نیازاست . اگر لازم باشد هردو می تواند نقد شده وتجدید نظر شود ،آنها همچنین می توانند برای ابطال نظریه هایی که شامل تعمیم ها یا قوانین قابل ابطال هستند بکار گرفته شوند .به همین علت ،پوپر فلسفه خود را شکلی از قراردادگرایی در نظر نمی گیرد.
ترجمه قسمتی از مقاله " critical rationalism" نوشته " Gürol Irzik " است که
در کتاب
" The Routledge companion to philosophy of science " آمده است.

درآمدی بر فلسفه معاصر غرب

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه


یک: انتشارات گام نو با همکاری واحد پژوهش مجتمع فرهنگی-آموزشی علامه طباطبایی به تازگی کتاب " درآمدی بر فلسفه معاصر غرب " نوشته آنتونی آیپا را با برگردان حسین واله منتشر کرده است.کتاب حاضر را می توان درآمدی بر فلسفه تحلیلی معاصر در غرب دانست.کتاب شامل نه فصل به نام های :
فصل یکم ذهن
فصل دوم شناخت
فصل سوم زبان
فصل چهارم علم
فصل پنجم اخلاق
فصل ششم سیاست
فصل هفتم قانون
فصل هشتم مابعدالطبیعه
فصل نهم فلسفه
که در قسمت فهرست مطالب کتاب ظاهر شده است.نویسنده بطوری که در پیشگفتار مترجم معرفی شده است ,فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج در زمینه فلسفه تحلیلی و در حال حاضر استاد فلسفه دانشگاه پرینستون است.وی افریقایی الاصل, متولد انگلستان و تبعه آمریکا ست.نویسنده ای پر کار است با علائق ادبی و تعلق های سیاسی و فرهنگی آزادیخواهانه, کثرت گرایانه و برابری جویانه .
دو: کتاب حاضر فراهم آمده از درس گفتارهای آپیا در دانشگاه های مختلف در آمریکا ,اروپا و افریقا ست و مروی نظام مند بر مهمترین مسائل فلسفه که در دوران معاصر ذهن فیلسوفان و فلسفه دوستان را به خود مشغول داشته اند.
سه: این کتاب را پژوهشگاه دانش های بنیادی ( مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات ) به عنوان منبع در دومین دوره پذیرش دانشجویان برای فلسفه تحلیلی معرفی کرده بود.البته اگر اشتباه کرده باشم.از هم اکنون از خواننده های احتمالی وبلاگ عذرخواهی می کنم.در این صورت دوستان لطف کنند و مرا از جهل مرکب نجات دهند.

در آغاز

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

یک: در این فضای مجازی از بیم ها وامیدها و نیز هر آنچه انسان معمولی چون مرا به تکاپو وادار می کند خواهم نوشت.از عشق و دلتنگیهای آن واز سرزمین هایی که در روزگاران کودکی در قسمتی از وجودم قرار داشتند و امروز اثری از آن سرزمین ها نیست.از قله های سپیدی که در کودکی قلبم از تماشای آنها به تپش می افتاد و امروز برفی بر بالای آنها دیده نمی شود.از شادی های بدون دلیل و از دلتنگی برای جوحه گنجشک هایی که در سرما مانده اند .حال در آستانه چهل سالگی از دیدن انسان هایی که در سرما مانده اند دلتنگ نمی شوم.دیگر قاصدک جز گونه ای از گیاهان برایم معنایی ندارد.دیگر از دیدن کندو های هندسی زنبور های عسل که در کودکی تا ساعت ها به تماشای آنها می ایستادم تعجب نمی کنم.ولی زیستن که در کودکی خود شادی بخش بود تبدیل به پرسش دشواری شده است......
دو:من قالب این وبلاگ را از میان قالب های فارسی برای بلاگر انتخاب کردم ولی چون که شبیه قالب وبلاگ خانم مریم جعفری اقدمی (مریم اینا ) است از ایشان برای استفاده از این قالب اجازه گرفته ام.به این دلیل از ایشان سپاسگزارم.البته تغییرات زیادی در قالب داده ام.